اشعار شب ششم|اجرا شده توسط حاج محمدرضا طاهری

  يا صاحب الزمان(عج)
رسيده ايم كه سرها بـه آستـان بدهيم
به رويِ چَشم بفرما، چگونه جان بدهيم؟
فقط برايِ حسين(ع) و فقط برايِ حسن(ع)
نيامديم كه دل دستِ ايـن و آن بدهيم
حسين(ع) گفتنِ ما روزِ حشر ديدني است
قرارِ ماست قيامـت خودي نشان بدهيم
رسيـده ايـم تـسلايِ سينـه­ات باشيم
كه اشك هاي تو را دستِ آسمان بدهيم
بيار تُربت و بر چَشم هاي ما عنايت كـن
كه جانِ تازه­اي امشب به ديدگان بدهيم
حراستِ حـرمِ عمّه هـاي تـو با ماست
نفس بـده كه بر آن مأذنه اذان بدهيم
شنيده ايم دوبـاره جسارتي شده است
چه مي شود به برِ زينبيه(س) جان بدهيم
تمامِ عـمـر نمك گيرِ مجتبي(ع)هستيم
شبِ يتيم شده، گـرمِ گـريه ها هستيم

حسن لطفي

 

 

 

 يا قاسم بن الحسن(ع)
سينه به سينه رو به حرم مي برم تو را
باشد، به رويِ زخمِ پَرَم مي برم تو را
آنقدر خاطرِ تو برايـم عـزيـز هست
حتي شده به رويِ سرم مي برم تو را
چه آبروئي از مـنِ تنها خريـده اي
اي داغِ مانده بر جگرم مي برم تو را
خيلي مواظبم كه نريزي ز دستِ من
بر مژه هاي چَشمِ ترم مي برم تو را
طاقت بيار چند قدم بيشتر كه نيست
با آب و تـابِ بيشترم مي برم تو را
از هـم مپاش، كارِ مـرا زارتر نكن
من قول داده ام ببرم، مي برم تو را
در چَشمِ مادرت به چه رويي كنم نگاه
اي بي زِرِه شده سپرم، مي برم تو را
بردند بر عبـا پسرم را ولـي خودم
هر طور هست اي پسرم، مي برم تو را
نازك شدي ز پيـرهنت پيرهن تـري
تا نشكني تكان نخورم مي برم تو را
رو شن شده است چَشمِ من از قدّ كشيدنت
سينه به سينه رو به حرم مي برم تو را

عليرضا شريف

سهیلجمعه، 29 آذر 1392 14:50
يا صاحب الزمان(عج) رسيده ايم كه سرها بـه آستـان بدهيم به رويِ چَشم بفرما، چگونه جان بدهيم؟ فقط برايِ حسين(ع) و فقط برايِ حسن(ع) نيامديم كه دل دستِ ايـن و آن بدهيم حسين(ع) گفتنِ ما روزِ حشر ديدني است قرارِ ماست قيامـت خودي نشان بدهيم رسيـده ايـم تـسلايِ سينـه­ات باشيم كه اشك هاي تو را دستِ آسمان بدهيم بيار تُربت و بر چَشم هاي ما عنايت كـن كه جانِ تازه­اي امشب به ديدگان بدهيم حراستِ حـرمِ عمّه هـاي تـو با ماست نفس بـده كه بر آن مأذنه اذان بدهيم شنيده ايم دوبـاره جسارتي شده است چه مي شود به برِ زينبيه(س) جان بدهيم تمامِ عـمـر نمك گيرِ مجتبي(ع)هستيم شبِ يتيم شده، گـرمِ گـريه ها هستيم حسن لطفي يا قاسم بن الحسن(ع) سينه به سينه رو به حرم مي برم تو را باشد، به رويِ زخمِ پَرَم مي برم تو را آنقدر خاطرِ تو برايـم عـزيـز هست حتي شده به رويِ سرم مي برم تو را چه آبروئي از مـنِ تنها خريـده اي اي داغِ مانده بر جگرم مي برم تو را خيلي مواظبم كه نريزي ز دستِ من بر مژه هاي چَشمِ ترم مي برم تو را طاقت بيار چند قدم بيشتر كه نيست با آب و تـابِ بيشترم مي برم تو را از هـم مپاش، كارِ مـرا زارتر نكن من قول داده ام ببرم، مي برم تو را در چَشمِ مادرت به چه رويي كنم نگاه اي بي زِرِه شده سپرم، مي برم تو را بردند بر عبـا پسرم را ولـي خودم هر طور هست اي پسرم، مي برم تو را نازك شدي ز پيـرهنت پيرهن تـري تا نشكني تكان نخورم مي برم تو را رو شن شده است چَشمِ من از قدّ كشيدنت سينه به سينه رو به حرم مي برم تو را عليرضا شريف
[کد امنیتی جدید]